Thursday, November 19, 2009

دوست دارم به آدمهای دور و برم نشان بدهم که دنیا آنقدرها هم جای مزخرفی نیست اما خب همیشه موفق نمیشوم. تازگی یاد گرفته ام که مأیوس نشوم. کاش توانم بیشتر بود.

Sunday, November 8, 2009

سعدیا هر دمت که دست دهد

به سر زلف دوستان آویز


Saturday, September 12, 2009

انک لا تهدی من احببت و لکن الله یهدی من یشاء و هو اعلم بالمهتدین

قصص 56

Sunday, June 14, 2009

و تمّت کلمت ربّک الحسنی علی بنی اسرائیل بما صبروا و دمّرنا ما کان یصنع فرعون و قومه و ما کانوا یعرشون

اعراف-137

Saturday, June 6, 2009

Friday, May 29, 2009

من با خیلی چیزها به امید هیجان بعدش مواجه میشوم. روش خوبی است. جلوی ترسیدن را هم میگیرد. خیلی وقتها هم همین هیجان من را جلو میبرد که کارهایی بکنم که دوستشان ندارم؛ فقط برای اینکه ببینم بعدش چه میشود. بدی اش اینست که نمیتوان در مورد همه چیز همینطور برخورد کرد، مثلا مرگ، بچه دار شدن و ...

 


Thursday, May 28, 2009


دیشب گواردیولا کاری کرد که مربیهای بزرگ هم تا حالا کمتر توانسته اند بکنند. احتمالا خودش هم دیگر نتواند بکند. برای این کارها شانس هم لازم است. راستش من قبل از این فصل، دلم از گواردیولا خون بود. آخرین چیزی که از او در ذهنم بود، تفاله یک پاسور بزرگ بود در آن دورانی که بارسا پشت سر هم میباخت و گواردیولا و ابلاردو همیشه دو پای ثابت این تیم بازنده بودند. همیشه با خودم فکر میکردم اگر بروند، شاید همه چیز درست شود. اما او این فصل نشان داد همان قدر خوب است که میگویند و همان قدر فوتبال را میفهمد. وقتی دیشب پویول را گذاشت دفاع راست به جای آلوز بازی کند و توره را برد به قلب دفاع، با خودم فکر کردم چه کار احمقانه ای. اما هرچه از بازی گذشت، صحنه هایی پیش می آمد که میگفتم بابا این گواردیولا از کجا این را فهمیده بود. آخر بازی هم بعد از اینکه با همه دست داد، رفت یک گوشه استادیوم تنها ایستاد و فریاد زد. این بهترین دستمزد برای یک مرد است.

منچستر تیم خوبی بود و در کل جام چیزی از بارسلونا کم نداشت. حتی دیشب هم اول بازی عالی کار کرد. فکر میکنم گل بدی خورد و بی موقع. اما چیزی که بیشتر خوشحالم کرد، این بود که منچستر دو بار قبلی حقش نبود که قهرمان شود. واقعا در فینال خیلی خوب نبود. آن منچستر همیشگی نبود (شاید این ذات بازی فینال است چون بارسلونا هم آرسنال را در فینال با اقتدار شکست نداد) . منچستر در فینالی که با بایرن بازی کرد، اسیر دست بایرن بود. تمام بازی در دام تاکتیک بایرن گرفتار بود. در آن بازی حتی تعویضهای الکس فرگوسن هم بیشتر به دست و پا زدنهای ناامیدانه یک بازنده شبیه بود. در فینال پارسال هم واقعا چلسی روی بدشانسی قهرمان نشد و اگر جان تری روی پنالتی آخر سر نمیخورد، شاید قهرمان میشدند. تازه با اینکه لیز خورد، باز هم توپ با فاصله کمی به اوت رفت. خوبی بازی دیشب این بود که منچستر دیگر شانس نیاورد. و شاهکار بازی هم گل دوم بود که واقعا گزارشگر بازی خوب توصیفش کرد: "وقتی سلطان پاس گل این طور پاس میده، آقای گل هم این جور میزنه". قیافه فن در سار دیدنی است.